X
تبلیغات
رایتل

قاف قربت
 
همرنگ دل من شو ، زیرا که نمی‌شاید

      من سرخ و سپید ای جان
          تو زرد و سیه چرده

[ سه‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1395 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ سمیه غریبی ]
در آستانه ی در
به روح باران می ماندی ،
ای طراوت محض !

شکوه رحمت مطلق زِ چهره ات می تافت
   به خنده گفتی :
   " تنها نبینمت ! "

   گفتم :
   " غم تو مانده و
شب های بی کران با من ! "

[ دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ] [ 10:09 ب.ظ ] [ سمیه غریبی ]
هیچ عاشقی،
بیچاره تر از عاشقی نیست؛
که هم گول می خورد
هم عشق می دهد
هم تنهاست

[ دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ سمیه غریبی ]
ببینید ما سه تا مرحله را میگذرونیم، یکی مرحله خوش آمدنه، یکی دوست داشتنه، یکی عاشق شدن. توی انگلیسی هم
I like you, I love you, I'm in love with you
این سه تا مرحله کاملا قابل تفکیکه؛ یعنی جایگاهش در ارتباط و در مغز هم متفاوته.
بنابراین اون رو میشه فهمید. آدم ها باید از هم خوششون بیاد، وقتی خوششون نیاد بهتره برن دنبال کارشون. وقتی خوششون آمد، در اثر گفتگو و ارتباط همدیگه را دوست داشته باشند و اگر از نوع ویژه ای پیدا شد، نوع انحصاری و منحصر به فرد و استثنایی پیدا شد، اونوقت اسمش میشه عشق. اونوقت هست باید پشتش ازدواج کرد
ولی ما ازدواج نمی کنیم، عشق بعدا بیاد، چون عشق بعدا نمیاد. این پرت و پلاها را باید گذاشت کنار. بعلاوه، چه ضرورتی داره آدم چیزی که نمی دونه میاد یا نمیاد را فکر کنه میاد!؟
... بنابراین من با یه تیکه این حرف موافقم ولی اگر می خوایم نتیجه ای ازش بگیریم که ما ازدواج کنیم، عشق بعدا بیاد بسیار بیخوده. صبر می کنیم عشق وقتی آمد میریم..." 

[ دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ سمیه غریبی ]


وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند؟یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟


[ دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395 ] [ 01:47 ب.ظ ] [ سمیه غریبی ]

   1    2    3    4    5      ...    248    >>

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 37795